به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
امشب بیست و یکم ماه رمضان است.در شهر مذهبی ما اکثر مردم جامه سیاه به تن دارند و امشب را قصد احیا . قصد دارم امشب و شب های آینده بیش از آن که بر گناهان کرده و ناکرده ام بنالم.تورقی کنم و از "علی" بخوانم.بیش از آن که خود را به ملامت بگیرم روزنه ای به سمت انسانیت بگشایم و علی را بیابم .زیرا آن چه که با تفکر در خویشتن و دیگری باز می یابم با اشک وسوز باز نمی یابم.
می خواهم علی را از صفحات جستجو کنم .به معنای واقعی اش.نه آن گونه که او رابرای ما شناسانده اند.علی ای که فرا انسانی و دست نیافتنی نباشد.می خواهم علی را بیابم انسانی که به معنای واقعی انسان بود .انسانی که رنج از این دنیا از او به حقیقت کلمه "انسان " ساخت .علی انسانی آزاد است. پیام آور رهایی و وارستگی برا ی نسل انسان و بلکه جهان.
از کودکی که راه رفتن آموختم ،هنگامی که کلمات علی را برایم دیگرگونه جلوه دادند،با نامش بزرگ شدم و علی با اعتقاداتم بزرگ شد و در گوشت و پوست و خونم آمیخت .اما به راستی آیا او کسی هست که تنها در واژه ها و در اعتقادات مذهبی ما بگنجد ؟تنها با شنیدن نامی از او بزرگ شویم و بی آن که بدانیم علی که بود و چگونه زیست و چرا علی شد، بر داشتن نامی از او ببالیم و هنگام مرگ به انتظار بنشینیم که در گور تنگ و تاریک به فریادمان بیاید و در سرای محشر به حوض کوثر مهمانمان کند(اگر چنین باشیم و شود).
امروز اگر از فردی درباره علی بپرسیم چه تعریفی برا ی ما ارائه خواهد داد ؟ علی برا ی او انسانی ماوارء این جهان است که تنها در کتاب های مذهبی یافت می شود و بس .علی ای که برا ی جامعه امروز دست نیافتنی و محال است .چه رنج عظیمی وصد افسوس که چنین انسانی را بی آن که در صدد کشفش بر آییم و بیاموزیم تنها در روضه ها ومنبر ها و وعظ ها بیابیم.حال آن که شناخت چنین انسان وارسته ای نیازمند مطالعه دقیق علمی است و به جرات می گویم که ماهنوز ذره ای از دنیای این انسان وارسته را نشناخته ایم.
در ذهن اکثریت ما نام علی پیام آور مظلومیتی درد آور است و بعد شهادتش در محراب ، که در نوزدهم رمضان هر سال تکرار می شود. من بیش از آن که علی را مظلوم بدانم او را انسان آگاهی می دانم که عظمت وشعور و نبوغش او را بر آن داشت تاسالیانی خانه نشین باشد .آن جا که باید سکوت کند و آن جا که باید به رزم برخیزد.چون دریایی از عاطفه بر گرسنگان ویتیمان کوفه جاری شود و رنج درونش را در چاه نخلستان نجوا کند.
حتی اگر علی را از زاویه اعتقادات مذهبی خود نگاه نکنیم،حقیقت انسان برای هر دوره از نسل بشر در وجود علی آشکار شده است.اگر شخصیت و منش علی را برا ی یک مسیحی، بودایی یا حتی هندو تشریح کنیم از طرف او قابل پذیرش و ستودنی است بی آن که بخواهد اشتراکات مذهبی اش را در وی بیابد ،انسانیت و تعالی را از وی می آموزد؛حقیقتی که مسیح را بر دار کشید،رنجی که بودا را جاودان ساخت ،خدایی که حلاج را به مرگ فرا خواندو سقراط را به جام شوکران دعوت کرد.ما که با افتخار علی را می ستاییم از او چه می دانیم؟علی چرا رنج سکوت و گریه تلخ شب های نخلستان را برگزید؟بر ماتمش فریاد می کنیم بی آن که بدانیم سکوتش کدام فریاد علی بود.
آیا می شود ذهن خودمان را از آن چه که به ما القا شده است برهانیم ،گر چه این انسان فراتر از آن است که بتوان او را آن طور که بود و هست ،معرفی کرد.آن چه که ذهن مرا آشفته است؛ خرده گیری بر آموزه های دینی نیست بلکه خرده گیری بر چگونگی و ارائه آن است که ذهن امروز بشر را در تنگنا قرار داده است.زیرا علی را آن گونه که باید به ما معرفی نکرده اند."علی" امروز ما چون فرشته ای است که تنها در آسمان ها سیر می کند و در زمین جایی برای او نیست.باید علی را مطابق تمدن امروز از دید درست و منطقی اش شناخت.آن قدر صریح و علمی که درک وی برای یک آمریکایی و آفریقایی همان قدر شفاف باشد که برای یک مسلمان.گرچه باور ندارم هنوز ما مسلمان زاده ها به درکی شفاف از شخصیت علی رسیده باشیم.
علی همان انسان زمینی است که بار سنگین امانت خداوند را به دوش دارد همان گونه که کسیه های نان را در کوچه ها به دوش می کشید.علی همان انسان زمینی است که اگر امروز هم می بود با همان دست ها که شمشیر عدالت را به دست داشت،بر سفره خالی مان میهمان می شد و در خانه شهیدان تنور می افروخت...
و علی همان انسانیت گمشده امروز است.علی،علی است و علی خواهد ماند.
فعلا یک مجموعه شعر دارم: زمین برای من تنگ است/انتشارات عرفان