موسیقی و رقص و تفنگ

سر مهمانی بودم که یکی از شبکه­های ملی  دو شب قبل برنامه­ای را پخش کرد.گزارش به معرفی یکی از مناطق افغانستان  اختصاص داشت. جدا از زیبایی­های طبیعی آن منطقه، چیزی که بر اطلاعاتم بیافزاید،پخش نشد.برای من کسب اطلاعاتی هر چند کوچک در مورد آن منطقه بسیار مهم بود..به هر حال آنانی که چون من  پرورده مهاجرت هستند،بیشتر در جستجوی مکاشفه هستند تا با فرهنگ مناطق گوناگون کشور خودشان آشنایی پیدا کنند.اطلاعاتی از قبیل:سنت­های رایج در آن منطقه،نحوه برگزاری مراسمها،پوشاک،خوراک،کسب وکار مردم آن منطقه و  غیره. این اطلاعات نصیبم نشد که هیچ! سوالاتی دائما مغزم را قلقلک می­دادند و مرا به تعجب وا می­داشتند.

تا آن لحظه که من گزارش را تماشا می­کردم محض خالی نبودن عریضه(حداقل بعضی­ها این ترفند را خوب یاد دارند) حتی یک زن در آن گزارش مشاهده نکردم.حتی گوشه چادرش هم دیده نشد چه رسد به خودش. در جست و جوی علت بر آمدم و چندین احتمال در نظر گرفتم(این جاست که باید سروکله واحد رفیعی یا کاکه تیغون با قلم  تیز و برنده پیدا شود) که تنها به برخی از آن­ها اشاره می کنم:

1- مردم غیور آن جا  از نشان  دادن نوامیس خود به اغیار خودداری کرده اند.که باید به آنان آفرین گفت.(این احتمال نود و­ نه به یک است)

2- تلویزیون اسلامی گامی در جهت ترویج این فرهنگ برداشته است و از فیلم­برداری نوامیس مردم خودداری می­کنند(این احتمال بسیار ضعیف است)

3- زنان خودشان از حضور در برابر دوربین وحشت دارند و یا حجب و حیا مانع از آن می­شود.(این احتمال پنجاه به پنجاه است)

4- همه می­دانند که زن جماعت چه موجودی است،احتیاج به تکرار مکررات نیست.

5- در آن منطقه اصلا جنس مونثی وجود نداشته است.(لعنت بر شیطان) 

در همین اوضاع و احوالات،جوانان و ریش سفیدهای قریه و پسربچه­ها با لباس­های نو و تفنگ­های کهنه آمدند وسط میدان و شروع کردند به خواندن و  رقصیدن و نی زدن و همزمان  تیر هوایی را شلیک کردن و این قضیه سر دراز داشت تا پایان گزارش.این طرف صفحه تلویزیون احتمالات عجیب و غریب با عصبانیت و تعجبم در آمیخته بودند و هی می­رقصیدند در ذهنم:

1- تفنگ ارثیه پدری­ است و حتی مثل ناموس است.باید آن را گرامی داشت و مانند جان از او مراقبت کرد.

2- این سلاح کارآمد همان گونه که در سختی­ها همراه انسان بوده، در شادی نیز باید همراه انسان باشد تا دم مرگ مثل یک دوست و یک همسر وفادار.

3-این شیء مقدس است و بی جهت نام نیکش آلوده گشته است.پس به جای شلیک به دیگران،باید تیر هوایی در کرد و باعث خوشحالی انسان شد.

4-باید زمینه آموزش و انس و الفت کودکان و تمرین آنان فراهم شود،زیرا به دولت و طالبان اعتمادی نیست.ممکن است هر لحظه شرایط جهاد فراهم شود.

5-تمرین همراه با موسیقی و رقص علاوه بر ایجاد لطافت ازخشونت و عوارض منفی بر کودکان می­کاهد.

6- پیام این  حرکات شاید این باشد: با تفنگ راه می­روی،با تفنگ بزرگ می­شوی، بی تفنگ که شدی می­میری.

7- مگر مردی که نتواند یک تفنگ دستش بگیرد اسمش مرد است؟

 

من مقصر نیستم.خودتان را بگذارید جای من.....