دیوار به تو تکیه داده است

و چشم­های عابران

به سمت تو می­دوند.

چه  باید کرد با این همه قلب

که در جیب­های تو پنهان است؟

اجازه بده !

می­خواهم همین طور که ایستاده­ای

تو را از جمعیت قیچی کنم

و بین شعرهایم بگذارم.