کات
دیوار به تو تکیه داده است
و چشمهای عابران
به سمت تو میدوند.
چه باید کرد با این همه قلب
که در جیبهای تو پنهان است؟
اجازه بده !
میخواهم همین طور که ایستادهای
تو را از جمعیت قیچی کنم
و بین شعرهایم بگذارم.
+ نوشته شده در چهاردهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت توسط زهرا زاهدی
|
فعلا یک مجموعه شعر دارم: زمین برای من تنگ است/انتشارات عرفان